تبليغاتX
♥ love story ♥ love story ♥ love story ♥

LOVE STORY
LOVE STORY
سلام خوش اومدی
                                   

   خوشحالم از اینکه به من سر زدی بازم از این کارا  

                             بکن !!!                     

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در یکشنبه 20 اسفند1385 ساعت 7:42 AM |

اگه مردی بخون حال کن اگرم نه نخون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
19 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد!

1.هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

2.مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است

3.براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد

4.در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد

5.دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند

6.جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست

7.لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.

8.ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد

9.همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند

10.گر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمی گیرد

11.رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است

12. با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد

13.وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد

14.بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد

15.مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد

16.حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد

17.ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد

18.هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه بیرون برید و هر ساعتی دلتون بخواد میتونین برگردین

19. ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد


|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385 ساعت 2:59 PM |

دومادبشی الهی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
marige

 

آقا پسرا دیگه نگران ازدواج وهزینه های اوون نباشید ما با شما ئیم !!!!!!!!  

  ازدواجی کم خرج با افرادی قانع و زیبا و برازنده!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 ساعت 11:58 AM |

جلل خالق !!!!!!!!!! ما فقط خوردنش و بلدیم!!!!
|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 ساعت 11:45 AM |

منتظر یه اپدیت توپ باشید

آخه فعلا سرم خیلی شلوغه!!!!

 

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در چهارشنبه 23 فروردین1385 ساعت 2:26 PM |

خط خطی های عشقی
ترا به دادگاه خواهند کشید.......شاید به حبس ابد محکوم شوی........

جزئیات جنایت معلوم نیست......اما اثر انگشت تو را روی قلبی

شکسته یافته اند

 

آدما از آدما زود  سیر میشن      

                                    آدما از عشق هم دلگلیر میشن

آدما رو عشقشون پا میذارن

                                  آدما  .......  آدمو .....  تنها  میذارن

 

 

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در چهارشنبه 17 اسفند1384 ساعت 1:43 PM |

عشق بر هر درد بی درمان دواست

دوست دارم .................می فهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در یکشنبه 14 اسفند1384 ساعت 1:1 PM |

زندگی

زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست 

گر بیفروزیش رقص شعله اش  از هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

        

|+|

کر کر خنده
ترکه زنش سبزه بوده ۱۳ به در میندازدش تو رود خونه   "سبزه ها مواظب باشن"

  

به یه ترکه می گن با وطن جمله بساز   می گه :به حمام رفتم وتنم را شستم    بهش می گن با تی دسته دار منظورمون بود   می گه:من به حمام رفتم و تنم را با تی دسته دار شستم

 

یه مورچه دبرسه رو می برن پیش روانپزشک و ازش علت دبرس بودنش و می پرسن بعد از کلی گریه وزاری میگه ۲ سال بود عاشق یه نفر بودم تازه دیروز فهمیدم تفاله ی چایی بوده !!!!!!!!!عجیبا غریبا !!!!

 

خوشحال می شم برام جک بفرستین وتا با اسم خودتون(در صورت تمایل) در این قسمت بنویسمش

 

ترکه با دوستش میره سینما   یه نفر با چراغ قوه میاد صندلیشون و بهشون نشون بده

ترکه با عجله دوستشو میکشه کنار میگه گضنفر بذار موتوری رد شه    !!!!!!!!!!!

 

تركه مي ميره روحش لا پنكه گير مي كنه

یه ترکی میره کتابفروشی و میگه: آقا کتاب ترک دانا دارید؟ فروشنده میگه نه بابا جان ما از این کتابهای تخیلی نداریم!!!!!!!!!!!

از ترکه پرسیدن : ۱۷ شهریور چه روزیه ؟ بعد از کلی فکر کردن گفت: فکر میکنم ۱۵ خرداد باشه

 

شخصی پدرش تو ی دستشویی مرد . پسرش هر روز داخل دستشویی می رفت و گریه می کرد . علت این کار را از او پرسیدند : او هم با گریه جواب داد :آخه دستشویی هنوز بوی بابام رو میده.      ( ازطرف مهرداد)

 

به رشتیه میگن شما رو هم رفته چندتا بچه دارین؟  میگه منو خانوم رو هم نرفته ۴ تا بچه داریم

 

یه کرده میره جهنم شبونه همه رو قاچاقی میبره بهشت !!!!!!!!!!!

 

به ترکه میگن اوون کدوم پیغمبر بود که حیوونا رو تو کشتی سوار کرد......بعد از کلی فکر کردن جواب داد :حضرت یوگی و دوستان

ترکه با دوستش تو یه اتاق بوده میخواسته بگوزه روش نمیشده به رفیقش میگه برو ببین هوا چطوریه تا اوون میره بیرون میگوزه  وقتی رفیقش برمیگرده میپرسه هوا چطور بود؟؟ رفیقش جواب میده:اینجور که بوش میاد میخواد ان بباره

یه بندریه یه مار ماهی میگیره اوونوره آب یه عربه میفته تو آب       

رشتیه قرص اکس میخوره میره خونه میبینه زنش تنهاس میگه:ایول چه توهمی

 

 اخبار اعلام می کنه میدون آزادی به امام حسین بسته است یک نفر میگه خوب قبول داریم چرا قسم می خوری            (با تشکر از مهرداد)

 

  • دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

  •   غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
  • پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
  •  مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
  • يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
  • پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
    پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»
  • مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»
    پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي.»
  • روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
    او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
    شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»
  • مادر: «پسرم!  باز هم كه با اميد دعوا كرده اي!  مگر نگفتم هر وقت عصباني شدي، تا ۵۰ بشمار تا عصبانيتت تمام شود و دعوايت نشود؟»
    پسر:« بله مادر جان!  گفته بوديد، اما مادر اميد به او گفته بود كه فقط تا ۳۰ بشمارد!»

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 11:19 AM |

بخون حال کن
به خدا گفتم :  چرا من و اینقدر ناز آفریدی ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

خدا گفت:   کجا شو دیدی اوونی که این مطلب رو  می خونه از تو ناز تره !!!!!!!!! 

 

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 11:11 AM |

داستان عشقهای خیابانی
۱۰٪دلم برات تنگ شده   ۲۰٪به یادتم       ۳۰٪بهت فکر میکنم     ۴۰٪می خوام پیشم باشی

۵۰٪بهت احتیاج دارم        ۶۰٪برای خودم می خوامت           ۷۰٪به دنبالتم         ۸۰٪ ازتو خوشم میاد

۹۰٪دوست دارم      ۱۰۰٪ سر کارت گذاشتم    

                           دوست دارم!!!!!!

                             دوست دارم ۱۰۰۰ تا

|+|

یه توصیه دوستانه
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده، حتي اگر کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده .. عشق را تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .. اينو بدون که اگر کسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره به جا ميذاره ميتونه يه تجربه هم به جا بذاره

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 10:54 AM |

 

در هوای قلب من پرواز کن مکتب عشق مرا اغاز کن من ز ساز کهنه ی دل خسته ام نغمه های تازه برام ساز کن گر تو باغ ارزوهايم شدی روی بگشای در به رويم باز کن با من از باران و از شبنم بگو عشق خود با قلب من دمساز کن با دو چشم بسته ات مفتون شدم ديده ات بگشا و باز اعجاز کن خلوتم را پر کن از حسی غريب اين سکوت تلخ پر اواز کن

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 10:50 AM |

لاو و لاو کشی
یه مدت بود می گفتن چاقو چاقو کشی اما اگه گفتین چرا من می گم لاو و لاو کشی ؟؟؟؟؟؟؟؟

خوشحال میشم نظرات شما رو بدونم

حتما ازشون تو سایت استفاده می کنم

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در چهارشنبه 10 اسفند1384 ساعت 9:41 AM |

سلام دوست عزیز :

شرمنده که هیچی توش نیست فعلا دارم مطلب جمع

می کنم.

 

|+| نوشته شده توسط نیما_ناصر در چهارشنبه 10 اسفند1384 ساعت 9:36 AM |

*
*
*
*
*
*
*

موزیک سایت

erorr in your internet explorer!!!</noemed><p> <font size="1"> <a style="font-family:tahoma,'times new roman', sans-serif;text-decoration:none" herf="http://www.monline.mihanblog.com">mojtaba online</a></font></td> </tr> </table> <!-- © This Template is for nfb5950.blogfa.com --> </html>